تبليغاتX
دیدنت بی تابم کرد و رفتنت ویران
  خدا

روز اول خورشید را آفرید

                            روز دوم دریا را آفرید

روز سوم صدا ها را آفرید

                            روز چهارم رنگها رو آفرید

روز پنجم حیوانات را آفرید

                            روز ششم انسانها را آفرید

روز هفتم خدا با خود اندیشید که چه چیزی را بیافریند

و تو را آفرید

تو را برای من آفرید 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 15:18  توسط مرضیه | 

در تب حسرت درچار حس خودخواهی شدم

آشیانم را به هم پاشیدم و راهی شدم

آمدم با سبک بالان ساحل بپرم

در میان موج دریا طعمه ماهی شدم

خواستم آهو شوم در پیش رو دشتی نبود

خواستم تا باز گردم راه برگشتی نبود

خواستم تا چون پرستو باز گردم از سفر

لابه لای تنگنای شاخه ها بالم شکست

خواستم سر سختیم را به همه ثابت کنم

قهرمان بردباری ناگهان از پا نشست

خواستم فریاد من تا آسمانها پر کشد

هم ره فریاد من یک هم صدا پیدا نشد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 15:3  توسط مرضیه | 

هنوز آن نگاه اخرت را و آن چشم هایت را از یاد نبرده ام تو در صفحه سیاه زندگیم تنها ستاره عشق و

امید من بودی و هستی .

در یکروز بهار که آفتاب مهربان با سخاوت بر روی گل ها نور هستی می تابانید تو نیز مانند رنگین کمان

امید بر تن خسته و فرسوده من بر وجوه زخمی و بی رحم من عاشقانه تابیدی .

از گرمای بی نهایت درونت که از عشق سر چشمه می گرفت هر لحظه بیشتر در درونم نفوذ کردی آری

تو عشق را احساس را و هر چه را که می پرستیدی در رگ های خسته و نا امید من تزریق کردی تو از

خوبیها گفتی و من از پاکیهای تو از عشق و گفتی و من از چشم های خیس و گریان عاشق

آری تو قلبت را گشودی تا من در آن آرامگاه ابدی پناه گیرم و آرامش وصف ناپذیر را احساس کنم

ای مهربان چه شد که یکباره مرا از آشیانه ام راندی و مرا به دست سرد و بی رحم سرنوشت سپردی تو

دانستی که قلب مجروح و عاشق من تاب شکنجه های پایان ناپذیر دوری تو را ندارد .

تو خود دانستی که کسی را جزء تو ندارم و نمی خواهم در تنهائیها و انزواها پناه بی پناهم باشد .

 چرا ؟چرا پس از مدتی دوری تو مرا از یاد خود کوچ می دهی

اما این را بدان که پس از تو به انتظار پرنده های خوشبختی نمی مان که بر روی بام قلبم بیتوته کند هرگز !

و تو چون مصرع شعری زیبا خط برجسته ای از زندگی من هستی دفتر عمر مرا با تو شکوهی دیگر

هست باز هم قصه ای بگو تا به آرامش دل سر به دامان تو بگذارم و

                                                                                        در خواب شوم 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 15:28  توسط مرضیه | 
 

 آسمان همچون صفحه ی دل من روشن از جلوه های مهتاب است امشب از

خواب خوش گریزانم که خیال تو خوشتر از خواب است


پرسید چون دوستم داری به من نیاز داری یا چون نیاز داری دوستم داری

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 بهش گفتم چون دوست دارم بی نیاز ترین آدم روی زمینم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 12:56  توسط مرضیه | 
پدرم

باز می شود تو را بهانه کرد بهانه ی نفس تویی

                                     تویی که سرشار از

                                      طراوت مریم هایی هستی که بوی عشق می دهند

 پدرم

باز می شود به تو اشاره کرد

                                        تویی که تکرار عشق در نبض زمانی

 شباهت تو با ماه آسمان این است :

هر دو از آسمان هر دو مهربان و هر دو همچون دریا بیکران ...

                                خیلی دوست دارم خیلی خیلی دوست دارم

                                                  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 12:44  توسط مرضیه | 

خدایا

خدایا اگر تو درد عاشقی را می کشیدی تو هم زهر جدایی را به تلخی می چشیدی

اگر چون من به مرگ آرزوها می رسیدی پشیمان می شدی از اینکه عشق را

آفریدی .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 0:55  توسط مرضیه | 
 

تنهای تنها


امشب در خلوت تنهایی ام آهسته آهسته بی تو گریستم

کاش صدای هق هق گریه ام را باد به تو می رساند

تا بدانی که بی تو چه می کشم ...

کاش قاصدک به تو می گفت که در غیاب تو

رودی از اشک به را انداخته ام ...

و کاش پرنده ی سوخته بال عاشق از جانب من

به تو این پیغام را می رساند که :

امید و آرزوهایم بی تو آهسته آهسته

در حال فرو ریختن است ...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 0:50  توسط مرضیه | 

تحمل کردن زیباست

اگر

قرار باشد روزی به تو برسم

انتظار آسان است

اگر

قرار باشد دوباره تو را ببینم

زندگی شیرین است

اگر قرار باشد مزه ی دستان تو را بچشم

مشکلات حل می شود

اگر

قرار باشد روزی به پای تو بمیرم

اشکها همه به لبخند تبدیل می شود

اگر

قرار باشد تو را یک بار ببوسم

و لبخندها دوباره به اشک تبدیل می شود

اگر

فقط اگر ببینم خیال رفتن داری

              اما بدان ...

                                دوستت دارم

از پشت این همه فاصله از پشت این همه حرف ...


+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 0:42  توسط مرضیه | 
هميشه فكر مي كردم اگه يه روز نباشي مي ميرم ...

اما من نمردم من داغون شدم ...

خيلي دلم مي خواست بگم فراموشت كردم ...

ولي واقعيت اينه كه نمي تونم فراموشت كنم . خيلي دلم مي خواد خوابتو ببينم ولي

از وقتي كه رفتي چشام خيسه و خواب به چشام نمي ياد .

يادته اشكامو پاك مي كردي ؟ مي خوام بخوابم و خوابتو ببينم ...

اشكامو پاك مي كني ؟

مي خوام دوباره با دستهايت اشكهايم را پاك كني مي خواهم انگشتانت صورتم را

نوازش كند دلم تنگ شد براي اون روزا ... يادته؟

اون روزايي كه مشتاقانه در انتظار ديدن روي تو بودم . اون روزايي كه اشكام مظلومانه

برات سرازير مي شد اون روزايي كه مجبورت مي كردم باهام بموني . اون روزايي كه

سر رو سينه ات مي ذاشتم و مي خوابيدم اون روزايي كه ...

دلم تنگ شده ...

دلم خيلي خيلي برات تنگ شده . هنوز منتظرم ، منتظرم كه بيايي پيشم . بيا كه

خيلي دوست دارم .

تو رو خدا منتظرم نذاررررررررررررررررررررررررررررر .

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 22:46  توسط مرضیه | 
مرا به خاطر بسپار اگر از سر شوق روزی به این خانه سر زدی اگر کسی خانه نبود نشانی از جوانه و بهار . نیاندیشی که دگر من نیستم تا جان دارم هستم و قلبم برای تو همیشه خواهد تپید اگر ردپایی از من در این خانه نبود همین بس که یاد تو در خاطر من جاودانه است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 22:33  توسط مرضیه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
به نسیمی همه ی راه به هم می ریزد .
کی دل سنگ تو را آه به هم می ریزد
سنگ در برکه می اندازم و می پندارم
که به این سنگ زدن ماه بهم می ریزد
عشق سنگی ست که بر سنگ دگر می چینند
گاه می ماند و ناگاه به هم می ریزد
آنچه را عقل به یک عمر به دست آورده است
عشق یک لحظه کوتاه بهم می ریزد
آه ، یک روز همین آه تو را می گیرد
گاه یک کوه به یک کاه به هم می ریزد .


نوشته های پیشین
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
پیوندها
اگه عاشقي بيا اينجا
من تنهاتر از هميشه
به ياد تو
عشـــــــــــق
دانلود همه چيز
طلب ديــــــــــدار
حرف هاي نگفته
دوست
برگ طلا
عاشق دل شكسته ( گلكم )
نيلوفر آبي
طبيـــــــــعت و عشــــــــــــــــــــــــق
رزمي
وبلاگ ملمداس جنوب
عاشقانه هاي يك آوراه ( عسلم )
يه دنيا دلم گرفته
عشق پنهان
mohy ( آنتي گرل )
MOHY
باران اشک ( عزیز دلم )
کلبه ی غمگین خاک خورده ی ....
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM