تبليغاتX
دیدنت بی تابم کرد و رفتنت ویران
شبی که یاد تو را با ستاره می گفتم

 به حال غمزده ام آسمان زار گریست

سیه شبان مرا خون گرفت تا به سحر

ز بس که چشم شفق بر شبان تار گریست

چنان به ناله خروشید قلب نالانم

که سطر سطر زمان بر غمش گواهی داد

هزار مرتبه بانگ خدا خدا بر داشت

خیال روی تو امیدهای واهی داد

دهان شکوه گشودم به کاینات همه

به عرش و فرش خداوند ناسزا گفتم

ندیدم از غم و شادی به اختیارم هیچ

چو اختیار نبودم چه نا به جا گفتم

گذشت آن شب و صد ها شب دگر آمد

که همچنان ز فراق تو دل پریشانم

ستاره ها به نگاهم  به طعنه می خندند

هنوز هم من از این زندگی پشیمانم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 21:29  توسط مرضیه | 
بر خاک سرد خفته بودم

با بانگ امیدت چه بی تابانه

از خاک بر شدم

نزدیکی ها امیدی بر نمی داد

چه عاشقانه به دورها نگریستم

و دورها چه بی صبرانه از پس نگاه

منتظرانه ام محو می شدند

و هنوز از باور عاشقانه ام تهی نشدم

که غریبانه از خاک پر شدم

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 16:46  توسط مرضیه | 

تو ای بال و پر من

رفیق سفر من

می میرم اگه سایه ات

نباشه رو سر من

تویی خود ، خود عشق

که بی تو نفسم نیست

کجا تو خونه داری

که هرجا می رسم نیست

اهل کدوم دیاری

کجا تو خونه داری

که قبله گاهم اونجاست

هر جا که پا می زاری

اهل کدوم دیاری

گل کدوم بهاری

که حتی فصل پاییز

باغ ترانه داری

ای دلبرم ای دلبر

ای از همه عزیز تر

ای تو مرا همه کس

داشتن تو مرا بس

تو اومدی به خوابم

گفتی نیاز من باش

ترانه ساز من باشد

یه روزی راستی راستی

همون شدم که خواستی

 شدی تو ، سرنوشتم

برای تو نوشتم

خسته ی دین و دنیا

ملحد و بت پرستم

تویی تو مذهب من

من تو رو می پرستم

با همه ی وجودم

در طلب تو هستم

در طلب تو بودم

صدامو از تو دارم

اما تو رو ندارم

وای به روزگارم

تو ای بال و پر من

رفیق سفر من

می میرم اگه سایه ات

نباشه رو سر من

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 16:34  توسط مرضیه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
به نسیمی همه ی راه به هم می ریزد .
کی دل سنگ تو را آه به هم می ریزد
سنگ در برکه می اندازم و می پندارم
که به این سنگ زدن ماه بهم می ریزد
عشق سنگی ست که بر سنگ دگر می چینند
گاه می ماند و ناگاه به هم می ریزد
آنچه را عقل به یک عمر به دست آورده است
عشق یک لحظه کوتاه بهم می ریزد
آه ، یک روز همین آه تو را می گیرد
گاه یک کوه به یک کاه به هم می ریزد .


نوشته های پیشین
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
پیوندها
اگه عاشقي بيا اينجا
من تنهاتر از هميشه
به ياد تو
عشـــــــــــق
دانلود همه چيز
طلب ديــــــــــدار
حرف هاي نگفته
دوست
برگ طلا
عاشق دل شكسته ( گلكم )
نيلوفر آبي
طبيـــــــــعت و عشــــــــــــــــــــــــق
رزمي
وبلاگ ملمداس جنوب
عاشقانه هاي يك آوراه ( عسلم )
يه دنيا دلم گرفته
عشق پنهان
mohy ( آنتي گرل )
MOHY
باران اشک ( عزیز دلم )
کلبه ی غمگین خاک خورده ی ....
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM