![]() |
![]() |
|
|
خوابتو دیدم گل من
نم نم بارون تو چشات کاش می تونستم غمتو پرپر کنم بزیر پات گفتی به من برو نمون راهی نداری مهربون دیگه نگیر سراغمو بزار برم من بی شون منو ببخش اگه برات خوب نبودم ای نازنین شرمنده تر نکن منو با خوبیات تو پیش از این نگاه نکن به پشت سر خاطره هاتو پس بزن تو این هوای عاشقی بیا کمی نفس بزن بیا بگو ابرا برن آفتابی شه شهر نگات تو خلوت حضورمون بپیچه باز ترانه هات خوابتو دیدم گل من با هر نفس داد می زدم با من بمون تو این شبا اسمتو فریاد می زدم وقتی بیدار شدم دیدم جای تو خالیه هنوز گفتی مث پروانه باش آروم و بیصدا بسوز سوختم حالا یه عمریه خاکسترم رفته به باد دلخوش شدم به حرف تو عشق نمیره هرگز ز یاد
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 12:55 توسط مرضیه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به نسیمی همه ی راه به هم می ریزد .
کی دل سنگ تو را آه به هم می ریزد سنگ در برکه می اندازم و می پندارم که به این سنگ زدن ماه بهم می ریزد عشق سنگی ست که بر سنگ دگر می چینند گاه می ماند و ناگاه به هم می ریزد آنچه را عقل به یک عمر به دست آورده است عشق یک لحظه کوتاه بهم می ریزد آه ، یک روز همین آه تو را می گیرد گاه یک کوه به یک کاه به هم می ریزد . |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 |
|
RSS
|