تبليغاتX
دیدنت بی تابم کرد و رفتنت ویران - حسرت

در تب حسرت درچار حس خودخواهی شدم

آشیانم را به هم پاشیدم و راهی شدم

آمدم با سبک بالان ساحل بپرم

در میان موج دریا طعمه ماهی شدم

خواستم آهو شوم در پیش رو دشتی نبود

خواستم تا باز گردم راه برگشتی نبود

خواستم تا چون پرستو باز گردم از سفر

لابه لای تنگنای شاخه ها بالم شکست

خواستم سر سختیم را به همه ثابت کنم

قهرمان بردباری ناگهان از پا نشست

خواستم فریاد من تا آسمانها پر کشد

هم ره فریاد من یک هم صدا پیدا نشد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 15:3  توسط مرضیه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
به نسیمی همه ی راه به هم می ریزد .
کی دل سنگ تو را آه به هم می ریزد
سنگ در برکه می اندازم و می پندارم
که به این سنگ زدن ماه بهم می ریزد
عشق سنگی ست که بر سنگ دگر می چینند
گاه می ماند و ناگاه به هم می ریزد
آنچه را عقل به یک عمر به دست آورده است
عشق یک لحظه کوتاه بهم می ریزد
آه ، یک روز همین آه تو را می گیرد
گاه یک کوه به یک کاه به هم می ریزد .


نوشته های پیشین
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
پیوندها
اگه عاشقي بيا اينجا
من تنهاتر از هميشه
به ياد تو
عشـــــــــــق
دانلود همه چيز
طلب ديــــــــــدار
حرف هاي نگفته
دوست
برگ طلا
عاشق دل شكسته ( گلكم )
نيلوفر آبي
طبيـــــــــعت و عشــــــــــــــــــــــــق
رزمي
وبلاگ ملمداس جنوب
عاشقانه هاي يك آوراه ( عسلم )
يه دنيا دلم گرفته
عشق پنهان
mohy ( آنتي گرل )
MOHY
باران اشک ( عزیز دلم )
کلبه ی غمگین خاک خورده ی ....
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM